روزنامه های تبریز
مهد آزادی، فجر آذربایجان، صاحب ، امین .
هفته نامه ها
عصر آزادی، شمس تبریزی، ارک ، پیام نور،کار و نیرو، احرار، آذر پیام ، ندای آذربایجان، ارمغان سلامت، آذربایجان ، میثاق.
سالن های نمایش تبریز
تبریز دارای 3 سالن تئاتر و 7 سالن سینما و سالن های سخنرانی متعدد است که مربوط به تشکیلات های مختلف از قبیل دانشگاهها ، برق منطقه ای، آموزش و پرورش، پتروشیمی و ... می باشد.
کتابخانه های تبریز
علاوه بر کتابخانه های معتبر دانشگاه ها، دانشکده ها و مراکز علمی پژوهشی و تشکیلات عدیده در تبریز 7 کتابخانه عمومی در ساعات معین آماده ارائه خدمات به اهل ذوق و فرهنگ و اندیشه می باشد. شایان ذکر است استان آذربایجان شرقی دارای 62 کتابخانه است که کتابخانه های بعضی از شهرها از جمله ممقان از لحاظ بنا و خزینه قابل تأمل و تقدیر است.
فرودگاه تبریز
وجود فرودگاه بین المللی شهر تبریز باعث گردیده که از شهر تبریز بتوان به کشورهای دیگر مسافرت کرد. پروازهای باکو- دمشق هم اکنون دایر است و در آینده پروازهای داخلی به صورت هفتگی و روزانه از این فرودگاه به شهرهای تهران، مشهد، رشت و جزیره کیش انجام می گیرد. این فرودگاه دارای ترمینال بین المللی، تسهیلات گمرک، قرنطینه، رستوران و سالن غذاخوری به علاوه یک ساختمان مخصوص سرویس پذیرایی هواپیمایی ملی – ساختمان هواشناسی و موتورخانه نیز در آن بنا شده است.
راه آهن تبریز

خط راه آهن تبریز به خارج از کشور به خط تبریز نخجوان منحصر می شود که در این مسیر مسافرین جلفا را نیز می پذیرد و از خطوط داخلی قطار تبریز می توان به تبریز سلماس، تبریز مشهد و تبریز تهران اشاره کرد که مسافرین محترم می توانند از تبریز به دیگر نقاط کشور نیز ( که از تهران راهی می شوند ) بلیط تهیه نمایند.
هتل های تبریز

در حال حاضر تبریز دارای 11 هتل و مهمانسراهای متعدد است. هتل 4 ستاره تبریز ( خیابان امام نرسیده به میدان دانشگاه ) ، دریا ( خیابان راه آهن روبروی بیمارستان بابک)، آذربایجان ( خیابان شریعتی شمالی )، سینا ( میدان باغ گلستان )، قدس ( درب گجیل)، مرمر ( دروازه تهران )، ایران ( خیابان راه آهن ، جنب هتل دریا)، ارک ( چهارراه شریعتی کوچه ارک)، مروارید ( میدان گلستان )، پارک ( خیابان امام )، نگین ( ترمینال ).
مراکز اقامتی در دست احداث
هتل شهریار (75%)، 5 ستاره ائل گلی (70%) ، هتل یک ستاره چیچک (30%)، هتل آپارتمان شرکت تبریز پونه (75%).
سوغاتی ها
آجیل ، ریس، نوقا، قورابیه ، کفش، فرش دستباف، اقلام مختلف صنایع دستی، پنیر لیقوان، خیارشور باسمنج و .... را می توان نام برد.
میوه ها
انوع انگورها ، گیلاس، آلبالو، گلابی، هلو،سیب، آلوجه، توت سفید، شاه توت، زالزالک از جمله میوه هایست که از قدیم در تبریز بوده است اگر چه امروزه میوه جات دیگری نیز در این منطقه به ثمر می رسد.
غذاها ی سنتی تبریز
انواع آش، کوفته تبریزی، چلوکباب ، دلمه برگ و ....
تبریز، قلب شمال غرب کشور

تبریز قلب شمال غرب کشور ایران اسلامی، از دیر باز مهد صنعت و تجارت بوده و هست. در زمینه صنعت، شهرک صنعتی غرب تبریز، مجتمع عظیم پتروشیمی، کارخانجات عظیم ماشین سازی، تراکتورسازی، ایدم، موتوپن، بلبرینگ سازی، پیستون سازی، صانع، مرکز تحقیقات صنایع سنگین، آذربنیاد ، صنایع نساجی تبریز و .... را در بر دارد. شهرک صنعتی شهید رجایی، شهرک صنعتی شهید سلیمی، چرم شهر و ..... از جمله شهرک های صنعتی متعدد تبریز و پیرامون آن می باشند که مراکز صنعتی کوچک متعددی را در بطن خود جای داده اند. کارخانجات عظیم کبریت این شهر از شهرت دیرینه ای برخوردار است. در زمینه صنایع غذایی و شکلات و غیره نیز صاحبان صنایع شکلات تبریز حرف نخست را می زنند. در زمینه صنعتی دیرینه فرش ، فرش تبریز همواره شهرت جهاتی خویش را حفظ کرده است. صادرات فرش تبریز یکی از منابع قابل توجه ارزی به شمار می آید. بازار تجارت تبریز نقش مؤثری در تجارت منطقه ایفا می کند. نخبگان تجارت این شهر از ارکان تجار منطقه محسوب می شوند و هنرمندان تبریزی نیز در تمامی زمینه ها همواره خوش درخشیده اند. و این توفیق برای تبریز بس که قرآن نویسان شهیر معاصر از این شهر بوده اند و در این شهر زیسته اند. شادروانان« استاد میرزا طاهر خوشنویس» و « استاد حاج حسن هریسی» که قرآن های تحریری این دو استاد بزرگوار زینت بخش خانه های مردم مسلمان کشورمان است.
چاپ و چاپخانه
یحیی آرین پور در اثر ارزنده خود « از صبا نا نیما » جلد اول تحت عنوان – فصل اول - چاپ و چاپخانه – می نویسد :
- در این که چه کسی ابتدا چاپخانه را در ایران دایر کرد اختلاف است ولی از مجموع مطالعاتی که در این باره به عمل آمده مسلم شده است که نخستین چاپ حروفی به ایران وارد و در شهر تبریز دایر گردیده است.
آرین پور در ادامه اضافه می کند که : اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال 1332 هجری قمری دو سه سال پیش از بزگشت میرزا صالح ( شیرازی ) به تبریز به کار افتاده بود.
بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه سطح شهرستان های کشور نیز در تبریز منتشر می شود. یحیی آرین پور در همان مأخذ تحت عنوا – جراید شهرستان ها – می نویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمی ترین روزنامه ای که بعد وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستان ها دایر شد روزنامه ای است به نام « روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شماره های سال 1275 هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده می شود.
مدرسه
نخستین مدرسه نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول تاریخ مشروطه می نویسد: حاجی میرزا حسن .... رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستان ها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیاد گذارد، و در سال1267 بود که به این کار پرداخت .... به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی ( شیوه ای که امروز هست ) آموخت و از کتاب های آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام « مدرسه رشدیه » به روی آن نوشته بود بالای در زد.
کودکستان و مدرسه کر و لال ها
نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد.
جبار باغچه بان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان باغچه اطفال دایر و به همان خاطر خود را باغچه بان نامید. آقای سرداری نیا در « مشاهیر آذربایجان » طی شرح زندگانی جبار باغچه بان می نویسد:
مدرسه کر و لال ها را جبار باغچه بان در سال 1303 شمسی با وجود مخالفت های زیاد از جمله رئیس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچه بان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.
آقای سرداری نیا در ادامه می افزاید: جبار باغچه بان اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال 1307 شمسی علیرغم دشواری های وسیع چاپ و کلیشه. چاپ کتاب های ویژه کودکان را با نقاشی هایی که خود می کشید آغاز کرد و گفتنی است که یکی از کتاب های وی نیز با عنوان « بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.
ادبیات نوین
تبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بوده است. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زین العابدین مراغه ای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنه ای در شعر نو نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند. صمد سرداری نیا در شماره 3 – 86 پاییز 71 وارلیق در شرح حال میرزا جعفر خامنه ای از قول یحیی آرین پور می نویسد: « از شکل معمول اشعار فارسی عدول کرد و قطعه های بی امضاء با قافیه بندی جدید و بی سابقه ومضمون های نسبتاً تازه انتشار داد.»
سرداری نیا می افزاید: وی هنگامی که این ابیات را با قافیه بندی جدید و بی سابقه می سرود. در سراسر ایران، عنوان « شعر نو» به گوش کسی نخورده بود.
ادوارد براون در تألیف خود « تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران نو» یکی از اشعار زنده یاد خامنه ای را نقل کرده است که چنین است:
هر روز به یک منظر خونین به در آیی
هر دم متجلی تو به یک جلوه جانسوز
از سوز غمت مرغ دلم هر شب و هر روز
با نغمه تو تازه کند نوحه سرایی
ای طلعت افسرده و ای صورت مجروح
آماج سیوف ستم، آه ای وطن زار
هر سو نگرم خیمه زده لشگر اندوه
محصور عدو، یا خود اگر راست بگویم
ای شیر ، زبون کرده تو را روبه ترسو
شمشیر جفا آخته روی تو زهر سو
تا چند بخوابی؟ بگشا چشم خود از هم
برخیز یکی صولت شیرانه نشان ده
یا جان بستان یا که در این معرکه جان ده
سکه ماشینی
از سال 1306 هجری قمری ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانه های شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه، سال ها قبل از این تاریخ، یعنی به سال 1222 هجری قمری در زمان ولیعهدی عباس میرزا نایب السلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود 200 قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد. نمونه زیر از مسکوکات نامبرده است.
اتاق تجارت ( بازرگانی)
نخستین اتاق بازرگانی نیز در تبریز بنیاد نهاده شده است. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال 1285 هجری شمسی بر می گردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بوده است. بعد از اتاق تجارت تبریز، اتاق تجارت تهران بنیاد یافته است.
شهربانی
اولین شهربانی به مفهوم امروزی توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال 1325 هجری قمری در تبریز به وجود آمد... اجلال الملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رئیس شهربانی انتخاب شد...... از جمله شاهکارهای این سازمان انقلابی ( شهربانی) انتشار نشریه ای بود که به نام « نظمیه تبریز» منتشر شد. ( وارلیق شماره 5 و6 ( مرداد و شهریور سال 1361) روزنامه نظمیه، از صمد سرداری نیا ).
پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و مؤسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادهاست.....
خانه مشروطیت

خانه کوزه کنانی ها که بعدها برای زنده نگهداری خاطرات نهفته در آن « خانه مشروطیت» نامیده شد. در سال 1247 شمسی توسط حاج مهدی کوزه کنانی ( ابوالمله ) بنا نهاده شد. به سبب موقعیت ویژه این خانه در جوار بازار قدیمی تبریز و مرکز بافت قدیم شهر و شور و علاقه بانی آن به نهضت مشروطه، این خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبدیل گشته و تصمیمات بسیار مهمی در آن اتخاذ شده است.
غیر از بار عظیم تاریخی، خانه مشروطیت از ویژگی های معماری ایرانی نیز بهره ها دارد و به همین لحاظ در سال 1354 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده. این خانه در محله قدیمی راسته کوچه تبریز واقع شده و هم اینک به عنوان مرکز اداری میراث فرهنگی استان از آن استفاده می شود و تعمیرات آن به طور مستمر ادامه دارد.
موزه آذربایجان

از دیگر نقاط دیدنی شهر تبریز موزه آذربایجان را باید نام برد. این موزه در مساحتی قریب به 3000 متر مربع در سال 1341 مورد بهره برداری قرار گرفته است و مشتمل بر3 سالن نمایش 2300 قطعه شیء ثبت شده می باشد. آثار به نمایش گذاشته شده شامل اشیاء باستانی از دوران های مختلف تاریخی ، آثار مردم شناسی و آثار مشروطیت می باشد. این موزه در جنب مسجد کبود واقع شده است.
ربع رشیدی

ربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل 24 کاروانسرای وسیع و 1500 دکان و 30000 خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است.
حدود200 قاری قران از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و 400 فقیه و 100 فقیه و 1000 طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند .تعداد 50 پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به این ترتیب معلوم می شود که ربع رشیدی در زمان خود یک شهر علمی با کتابخانه ای حاوی هزاران جلد از کتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال 718 هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال 1020 هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده اند .
مقبره الشعرا

در مأخذ ومنابع از مقبرة الشعرا یا آرامگاه شاعران در سرخاب تبریز تا قبل از قرن هشتم نامی برده نشده و قدیمی ترین تذکره فارسی، یعنی لباب الالباب محمد عوفی که ظاهراً در سنه 618 تألیف شده و شرح حال شاعران قرن هشتم مانند خاقانی و ظهیر را که در مقبرة العشرا دفن شده اند، نگاشته است. نامی از مقبرة الشعرا نبرده و از این روی قدیم ترین کتابی که نام مقبرة الشعرا سرخاب را به صراحت دارد نزهة القلوب حمدالله مستوفی است که در سال 740 هجری قمری تألیف شده ودیگر تاریخ گزیده اوست که در سال 730 هجری قمری تألیف شده است.
در حال حاضر مقبرة الشعرا در خیابان ثقة الاسلام جنب خیابان عارف و تقریباً حوالی تکیه حیدر واقع شده است. اگرچه زلزله ها وسیل های بنیان کن اثری از مزار بزرگان آرمیده در این مکان بر جای نگذارده است باری قداست مکان موجب بنیاد بنایی شد که امروزه به مثابه سمبلی نمایه ای است از تبریز کهن.
از واپسین مشاهیری که در این مقبره دفن شدند، ثقة الاسلام شهید شهدای والامقام مشروطه در صدر مشروطیت و استاد سید محمد حسین شهریار شاعر بلند آوازه معاصر را می توان نام برد.
معروف ترین آرمیدگان مقبرة الشعرا به شرح زیر می باشند:
اسدی طوسی ، قطران تبریزی ، مجیر الدین بیلقانی ، خاقانی شیروانی، ظهیر الدین فارابی ، شاهپور نیشابوری ، شمس الدین سجاسی ، ذوالفقار شروانی ، همام تبریزی ، مغربی تبریزی، مانی شیرازی، لسانی شیرازی، شکیبی تبریزی، سید محمد حسین شهریار.
سید محمد حسین شهریار

فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال 1325 هجری قمری ( شهریور ماه 1286 هجری شمسی ) در بازارچه میرزا نصراله تبریزی واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را جهت ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او را در نزد پدر شورع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربت می باشد. در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در محله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه 1299 شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده، و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ می گیرد.
شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر می شد.
درسال 1303 وارد مدرسه طب می شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی به دیدار حق می شتابد. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود. شهریار شعر فارسی و آذری را با مهارت تمام می سراید و در سال های 1329 تا 1330 اثر جاودانه خود حیدر بابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جماهیر شوروی به 90 درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شده است. در تیر ماه 1331 مادرش دار فانی را وداع می کند. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یکی از منسوبین خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند. در حدود سال های 1346 شروع به نوشتن قرآن، به خط زیبای نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رمانتیک ترکی می گردد. در سال 1350 مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند و در سال 1357 شهریار با حرکت توفنده از انقلاب اسلامی همصدا شده و با اعتقاد راسخ و قلبی مالامال از عشق به امام خمینی (ره) دهه آخر عمر خود را سپری می کند. در اردیبهشت ماه سال 1363 تجلیل با شکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیر مؤمنان و ائمه اطهار علیه السلام به شاعر اهل بیت (ع) شهرت یافته. او پس از یک دوره بیماری در 27 شهریور ماه 1367 دار فانی را وداع و در مقبرة الشعراء به خاک سپرده شد.
عمارت شهرداری تبریز


عمارت شهرداری تبریز در سال 1314 شمسی در محل گورستان متروک و مخروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون زنگ هایش هر 15 دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند . نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده ونقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد.
این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است.
عمارت ایل گلی
شاه گلی ( استخر شاه ) سابق و ایل گلی ( استخر مردم ) فعلی از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز، بر دامنه تپه ای واقع شده است .

ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن 54675 متر مربع می باشد. در جنوب آن تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم، درختان کهنسالی سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید. تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد. نادر میرزای قاجار می نویسد:
« این آبگیر در اوایل حکومت قاجار، ملک یک سلسله از مساوات تبریز و انباشته از خاک و ریگ بود. قهرمان میرزا پسر هشتم عباس میرزا نایب السلطنه که در آن هنگام حکمران آذربایجان بود. آن ملک را در مقابل سالی سی و پنج خروار غله بخرید. سپس در آبادی و عمران آن همت گماشت».
و از اعتمادالسلطنه نقل است که :
« عمارت دریاچه عبارت از کلاه فرنگی دو طبقه بسیار آبادی است و بزرگی این دریاچه به درجه ای است که به قدر دو آسیا سنگ آب در آن وارد می شود ولی مدت شش ماه از آب پر می گردد.»
در مورد تاریخ بنای این عمارت اطلاعات مستندی در دست نیست. عمارت فوق در سال 1346 به علت کثرت رطوبت و فرسودگی تخریب شده و به جای آن در سال 1349 بنای عمارت زیبای دو طبقه ای با همان طرح قبلی ساخته شد. در روزهای پیروزی انقلاب این بنا به علت آن که در زمان رژیم شاه مورد استفاده غیر شرعی و غیر اخلاقی داشته ، تعطیل شد ولی در سال های اخیر مجدداً بازگشایی و مورد بهره برداری قرار گرفته است.
خلعت پوشان
در ده کیلومتری جاده تبریز ـ تهران در کنار جاده، برج آجری منشوری شکل قرار دارد که به برج خلعت پوشان مشهور است. این بنا در اواخر دوره صفویه احداث شده است.
در زمان قاجار خلعت اهدایی شاهان برای حاکمان آذربایجان در این برج بر دوش آنها انداخته می شد. برج سه طبقه است. طبقه اول و دوم سرپوشیده و طبقه سوم بدون سقف است. آخرین مراسم خلعت پوشان در سال 1330 هجری قمری در زمان حکمرانی صمد خان مراغه ای انجام گرفته است.
در سال های اخیر دانشگاه تبریز این بنا را مرمت کرده است.
بقایای عمارت ربع رشیدی
خرابه های ربع رشیدی باقیمانده عمارات عظیمی است که در زمان ایلخانیان و به همت رشید الدین فضل الله وزیر سلطان محمود در محله ولیانکوی باغمیشه تبریز ساخته شده بود. این بناها به اصطلاح امروزی، یک شهر علمی و دانشگاهی بوده است. در حال حاضر به غیر از چهار پایه عمارت و پشته های خاک و سنگ چیزی از این عمارت باقی نمانده است و گسترش روزافزون خانه سازی در پیرامون آن بر روند تخریب این نشانه ها نیز می افزاید و اگر به همین منوال ادامه یابد. دیری نخواهد کشید که تمامی خرابه های باقیمانده از ربع رشیدی کلاً از بین برود.
محلات قدیم تبریز عبارتند از:
خیابان مارالان ، باغمیشه ، پل سنگی ، ششگلان ، سرخاب ، سید حمزه، شتربان، نوبر، مهادمهین، چرنداب، لیلاباد، اهراب، امیر خیز، ویجویه، چهارمنار، سنجران ، گجیل، قره اغاج، چست دوزان، درب سرد، کوچه باغ و ....
امروز، شهر تبریز از جمله شهرهای پر تراکم با کوی ها و شهرک های تازه احداث و خیابان های متعدد است و هر روز به وسعت آن افزوده می گردد.
خانه های قدیمی تبریز

بافت معماری شهری چون تبریز در واپسین زلزله ویرانگر آخرین شب سال 1193 درهم می ریزد و شهر به تلی از ویرانه ها مبدل می شود اما بناهای محتشمی چون ارک علیشاه، مسجود کبود، مسجد استاد شاگرد، بازار تبریز و ده ها بنای دیگر باز می مانند تا استواری تبریز را به اثبات رسانند. این ویرانی مصادف است با آغاز حکومت قاجار و آغاز معماری قاجار براساس تحقیق مهندسین مشاور عرصه به میراث فرهنگی آذربایجان شرقی. در آن زمان تبریز ولیعهد نشین به دروازه اصلی ارتباطات و فصل مشترک داخل و خارج کشور بدل می شود. در زمینه آجر کاری بناهای آن دوره به جرأت می توان تبریز را دروازه ورود و سپس بسط نوعی از آجر کاری در بناها دانست که نمونه های آن را در تهران و دیگر شهرها نیزمی توان جستجو می کرد.
خانه های قدیمی تبریز که در ترکیب باهم، بافت دلپذیری را پدید آورده و مجموعه های با ارزشی را در اختیار می گذارد. براساس مصوبه 28/9/69 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که شش شهر را مرکز اصلی فرهنگی – تاریخی کشور اعلام می کند اهمیت ویژه خود را به اثبات رسانده و از سوی مسئولین میراث فرهنگی استان مورد اقدام واقع می شوند به طوری که ظرف این مدت، اقدامات زیادی در جهت شناخت و معرفی این آثار صورت گرفته است. خانه مشروطیت احیاء شده و میراث فرهنگی استان در آن مستقر است. خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز بدل گشته، خانه قدکی برای دانشکده معماری دانشگاه سهند اختصاص یافته و در جوار خود دو خانه قدیمی دیگر را به یک مجموعه دلپذیر علمی بدل کرده است.
معماری خانه های قدیمی تبریز، معماری ایرانی بومی شده است. انطباق خارق العاده اقلیمی آن را کاملاً تبریزی می سازد. این معماری متفاوت با معماری کویری و دیگر نقاط است. سر در خانه های قدیمی تبریز مبین این ادعاست. به تعبیری خانه قدیمی از سر در آغاز می شود که تنوع آن در تبریز اعجاب آور است. این خانه ها اگرچه رو به درون دارند و دیوارهای بلند آنها را از بیرون جدا می سازد. دیوار بیرونی قاب بندی شده است و سر در نیز به بهترین شکل ممکن تزیین شده است تا عابر و گذرنده محترم داشته شود. اینک از آن خانه های پر احتشام 600 باب شناسایی شده و تخمین زده می شود که با کنکاش های رفته به 800 باب بالغ شود که بهترین آنها: خانه میرزا مهدی خان فراشباشی در محله« سرخاب قاپوسی» خانه شربت زادگان در سرخاب قاپوسی. خانه حیدرزاده در کوچه پشت ساعت شهرداری. خانه حاج محمد آقا حبشی در کوچه صدر، خانه دکتر گنجه زاده، در مقصودیه ، خانه میرزا محمد حسین مجتهد در پشت استانداری، خانه میرزا حسین واعظ در شریعتی جنوبی، خانه مستشارالدوله، کوچه امام جمعه، خانه دکتر فرزام در مقصودیه، خانه امیر نظام گروسی در ششگلان، خانه تاجر باشی در کوچه صدر، خانه سلطان القرانی در شتربان و ... دیگر خانه های قدیمی تبریز.
بقعه سید حمزه
در محله سرخاب در ثقه الاسلام قرار دارد . از این بنا باقی مانده است صحن نسبتاَ وسیع آن است. عمارت مقبره مرکب از یک کفش کن ، یک دهلیز و یک اتاق کوچک مسجد گونه ای است.
تعمیرات اساسی در 1279 ه.ق در زمان ناصرالدین شاه انجام یافته است. از سنگ های حجاری شده آن طاق مرمرین در ورودی بقعه را که در زمان صفویه کنده شده می توان نام برد. تاریخ بنای اولین بقعه به سال 714 ه.ق می رسد . سید حمزه به شانزده واسطه نسلش به حضرت موسی ابن جعفر می رسد.
بقعه صاحب الامر
در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شد در 1045 قمری سپاهیان سلطان مراد چهارم آن را تخریب کردند که دوباره ساخته شد. در زلزله 1193 دوباره ویران شد و در 1208 تجدید بنا یافته است. دارای یک گنبد و دو مناره است. در مدخل دهلیز و اندرون بقعه در طاق مرمری از زمان شاه طهماسب صفوی برجاست. در وسط بقعه صندوق چوبی مشبکی قرار دارد ولی زیر آن قبری وجود ندارد. بنابراین یک مسجد حساب می شود نه یک بقعه.
بقعه عون بن علی (عینالی)

این بقعه بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب واقع شده است. سنگ بنا شیوه ایلخانی دارد. در زمان تسلط عثمانی ویران شده در زمان شاه عباس تجدید بنا یافته .
در زلزله های 1134 و 1193 دوباره ویران شده آخرین بار در 1342 قمری تعمیر شده است. اخیراً نیز تعمیرات جزیی در آن انجام یافته و راهرو پشت آن به اتاق کوهنوردی تبدیل شده است. بنا به روایتی مقبره دو تن از اولاد حضرت علی (ع) عون علی و زین علی در آنجاست.
بقعه شیخ محمد سیاهپوش

در کوچه علی سیاه پوش در خیابان منجم واقع شده است. جای تاریخ در سنگ نوشته ریخته و ناپیداست. ارادت به شیخ معروف داشت و به جای او نشسته است. تاریخ درگذشت وی معلوم نیست ولی احتمالاً در دهه پنجم قرن دهم اتفاق افتاده است.
آرامگاه دو کمال
در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دو تن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند. کمال الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروف ترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری.
مقابر یاد شده در سال 1338 توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود در آن نصب گردید. در سال های اخیر نیز اقدامات استحفاظی از طریق سازمان میراث فرهنگی استان در مقابر یاد شده انجام گرفته است.
بقعه سید ابراهیم و سنگ بسم الله

در محله دوه چی ( خیابان شمس تبریزی ) قرار دارد. این که سید ابراهیم اولاد امام موسی بن جعفر (ع) باشد. دلیل قانع کننده ای در دست نیست. صاحب تاریخ دنبلیان می نویسد که: شیخ ابراهیم حکمران آذربایجان بود. در زمان اوزون حسن در 870 وفات یافت و در محله دوه چی مدفون شد. الان گنبدی دارد مشهور به سید ابراهیم.
مهم ترین قسمت این بقعه سنگی است که بر دیوار غربی بقعه نصب شده است و به سنگ بسم الله مشهور است. به ابعاد 25/1× 70/3 تاریخ حجازی 1270 قمری است . در قاهره نوشته شده و اثر میرزای سنگلاخ است که به جهت قبر پیامبر اکرم به دربار عثمانی برده بود ولی در اثر بی توجهی سلطان عثمانی آن را به تبریز آورد و بالاخره خود میرزا و سنگ بسم الله در بقعه سید ابراهیم ماندگار شد.
این مسجد در خیابان فردوسی سابق پشت دبیرستان دخترانه بنت الهدی واقع گردیده است . این مسجد از طرف امیر حسن چوپان ملقب به علاءالدین ساخته شده است . چون تحریر کتیبه ها و مندرجات دیوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله سیرفی و یکی از شاگردان زیر دست وی صورت گرفته بود لذا عوام آن مسجد را استاد و شاگرد می نامیدند.

مسجد اسماعیل خاله اوغلی(پسرخاله)
این مسجد در دست چپ یا جانب جنوبی دالان طالبیه بین مدرسه دینی جعفریه و مسجد جامع بزرگ واقع شده. ده ستون سنگی زیبا و هجده گنبد ضربی آجری دارد که سابقاَ آن را مسجد ملا محمد حسن پیش نماز می گفتند .
مسجد امام جمعه
این مسجد در جانب شرقی بازار مسجد جامع در نزدیکی مدرسه طالبیه واقع شده است . بیست ستون سنگی با سر ستون مقرنس و سی گنبد ضربی آجری دارد . ستون ها در چهار ردیف قرار گرفته اند و روی آنها رنگ سبز زده شده است. بدین لحاظ این مسجد به مسجد سبز اشتهار دارد . این مسجد را بازرگانی دیندار به نام حاج علی به تاریخ 1255 ه. ق عمارت کرده است.
مسجد حاج صفرعلی
این مسجد در ضلع شمالی حیاط مدرسه حاج صفرعلی واقع شده است. مسجدی است با عظمت و زیبا با گنبدی بلند و مناره ای منقش به کاشی های آبی رنگ در ضلع شرقی و غربی مسجد دو تالار دیگر وجود دارد که هر یک به جای خود مسجد جداگانه ای به شمار می روند. میان مسجد و دو مسجد جانبین پنجره هایی چوبی نهاده اند که موقع باز شدن آنها هر سه مسجد به هم متصل می شوند و به صورت مسجد واحدی در می آیند . بانی مسجد بازرگان معاصر نایب السلطنه حاج صفرعلی خوئی است.
مسجد حجت الاسلام
این مسجد در جنوب صحن مدرسه طالبیه و جانب غربی مسجد جامع واقع شده است . پنجاه و چهار گنبد آجری آن بر روی چهل ستون سنگی کبود قائم است. همه ستون ها منشوری و دارای قائده ده ضلعی و سر ستون مقرنس یکنواخت هستند به جز یک ستون بزرگ واقع در جلو محراب که حجاری تزئینی مارپیچی و سرستون مقرنس پر کاری دارد که از شاهکارهای هنر حجاری به شمار می رود و ظاهراَ باقیمانده بنای با عظمتی است که سابقاَ در همین محل بر پا بود و در اثر زلزله و حوادث دیگر گردیده است.
مسجد جامع تبریز

این مسجد در کتب تاریخی نیز از آن به عنوان جامع کبیر نام برده شده در همه ادوار تاریخی همواره مسجد جامع شهر بوده و بازار بر گرداگرد آن شکل گرفته است .
قدیمی ترین بخش آن شبستان وسیعی است . از تاق ها و گنبدهایی که بر فراز ستون های 8 گوش اجری که زینت بخش آن گچبری های ظریف و هنرمندانه دوره روادیان ( مقارن سلجوقیان) است بنا شده است.
مسجد جامع در دوره ایلخان مغول مورد توجه و تعمیر بوده والحاقاتی به آن افزوده شده است . محراب رفیع گچبری باقیمانده فعلی یادگار آن دوره است.
در دوره حکومت آق قویونلویان در آذربایجان گنبدی رفیع مزین به انواع کاشیکاری های معرق به وسیله سلجوق شاه بیگم زن اوزون حسن در بخش شمالی آن احداث شده که هنوز هم پایه ها وگوشه هایی از کاشیکاری های آن باقیمانده است.
در زلزله سال 1193 ه.ق که کلیه عمارات تبریز را در هم می کوبد این مسجد نیز از خرابی بی نصیب نمی ماند . مسجد فعلی با پایه های متین وپوشش طاق وچشمه بعد از زلزله ( اوایل حکومت قاجاریه ) وتوسط حسینقلی خان دنبلی حاکم وقت بنا شده است که از آثار خوب قاجاریه می باشد.
مسجد کبود

این مسجد بنا به کتیبه سر درب آن به سال 870 هجری قمری و در زمان سلطان جهانشاه مقتدر ترین حکمران سلسله قره قویونلو یان که فردی زیباپسند وشاعر بوده ، بنا شده است.
تنوع وظرافت کاشیکاری وانواع خطوط به کار رفته در آن وهمچنین زیبایی و هماهنگی رنگ ها سبب شده است که به فیروزه اسلام شهرت یابد. کتیبه ها به وسیله نعمه اله البواب خوشنویس مشهور قرن نهم کتابت شده وسر کاری آن با عزالدین قاپوچی بوده است .
زلزله سال 1193 ه.ق سبب فرو ریختن گنبد ها وخرابی آن شده است. با این که از این مجموعه زیبا جز سردری شکسته وچند پایه باقی نمانده است ولی به قول : ... ارزد به صد هزار ، تعمیرات و دوباره سازی مسجد به منظور حفاظت بخش های باقیمانده شامل طاق ها و پایه ها از سال 1318 شروع شده است .
دوباره سازی گنبد های رفیع آن از سال 1354 توسط دفتر حفاظت آثار باستانی و به اهتمام زنده یاد استاد رضا معماران بنام هنرمند آذربایجانی به اتمام رسیده است.
مسجد علیشاه

بنای ارک تبریز باقیمانده مسجدی است که در قرن هشتم هجری توسط تاج الدین علیشاه وزیر الجایتو ساخته شده است . قسمت جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بوده که گویا به علت تعجیل در بنیان آن فرو ریخته است. عرض این بنا سی متر و ارتفاع آن 26 متر است . عرض دیوارها 10 متر و داخل آنها مرکب از دو دیوار عریض است که توسط طاق هایی به هم اتصال یافته است.
حمدالله مستوفی ضمن توصیف این مسجد طاقی بر بالای مسجد ندیده است. این بنا در دوران قاجاریه مبدل انبار غلات ومخزن مهمات گردیده وحصاری دور آن کشیده شده ونام ارک یافته است. ارک در دوران مشروطیت به دست مشروطه خواهان افتاد ودر نتیجه باعث تقویت موضع آنان شده است . در سال های قبل از انقلاب تبدیل به باغ ملی یا گردشگاه عمومی شده بود وهم اکنون از محوطه این اثر باستانی به عنوان مصلی استفاده می شود .
مسجد حسن پادشاه

توسط اوزون حسن یا فرزندش یعقوب ساخته شده است . اکنون به صورت ویرانه متروکی در آمده است . چند ستون سنگی وپاره ای سنگ نوشته های شکسته ودر هم ریخته تنها باقیمانده از آن مسجد است.
مسجد شاهزاده
در میدان شهدای فعلی قرار گرفته است وبه مسجد شهدا معروف است در زمان عباس میرزا ولیعهد شروع به ساختمان شده ودر زمان مهدیقلی میرزا برادر محمد شاه تکمیل گردیده است.
مسجدمقبره
در اول بازار کفاشان قرار دارد . نه ستون سنگی خوش تراش دارد . گنبدهایش بلند و ضربی است. در زلزله 1193 سقف آن فرو ریخته و بعداَ ساخته شده است . این کار توسط مرحوم میرزا مهدی قاضی طباطبائی انجام پذیرفته وچون مقبره خودشان در آن جاست به نام مسجد مقبره خوانده شده است. آیت ا... شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی نیز در همین مسجد قرار دارد .

مسجد ظهریه
در جانب غربی بفعه سید حمزه واقع شده است . مسجدی بدون ستون ودر ابعاد 8×20 متر دارای گنبدی بزرگ است.
تزئینات ونوشته های سقف مسجد مذهب هستند . بانی این مسجد ظهیرالدین پسر صدرالدین وزیر آذربایجان است که بقعه و مدرسه سید حمزه را تعمیر و این مسجد را در سال 1087 هجری احداث نموده است.
این مسجد وقف نامه ای مفصل دارد وآخرین بار در 1297 در زمان ناصرالدین شاه دوباره سازی شده است.


۲- مدرسه جعفریه :
جعفریه مدرسه کوچکی است که در بازار مسجد جامع ـ جنب مدرسه طالبیه متصل به دیوار شرقی مسجد اسماعیل خاله اوغلی واقع شده است . راه آن از دالان طالبیه ، بین حوضخانه و مسجد نامبرده تعبیه گردیده است.
3- مدرسه حاج صفر علی :
این مدرسه تقریباَ روبروی سری بزرگ شاهزاده واقع شده است.بانی آن تاجرنیکوکاری بوده به نام صفرعلی که درروزگار نیب السلطنه می زیسته است.
4- مدرسه خواجه علی اصغر :
این مدرسه در کوچه حرم خانه پشت عمارت عالی قاپو یا کاخ استانداری کنونی واقع شده است . بانی این مدرسه و مسجد حاج علی اصغر معروف به خواجه مازندرانی بود که ظاهراَ در روزگار فتحعلی شاه می زیسته است .
5- مدرسه صادقیه :
این مدرسه در انتهای شمالی راسته کهنه به بازار صادقیه معروف است قرار گرفته ، مدرسه ای است دارای حجرات مستعد جهت طلاب علوم دینی و یک مسجد با طاق های آجری ضربی و ستون های سنگی و مسجدی به صورت تالاری درازا در جانب شرقی مسجد بزرگ ، جهت زنان نمازگزار ، بانی این مدرسه و مسجد میرزا صادق نامی از اهل اشتهار بود که در زمان شاه سلیمان صفوی سمت استیفا داشت . این مدرسه و مسجد نیز دارای موقوفات زیادی می باشد . نادر میرزا در تاریخ و جغرافیی دارالسلطنه تبریز ص 116می نویسد : این مدرسه را حمامی بر نیکو بود که اکنون ویرانه است .
6- مدرسه طالبیه:
این مدرسه در بازار مسجد جامع تبریز واقع شده است . مدخل آن دالانی است که سطحش قریب به یک متر و نیم از کف بازار پایین تر است . سابقاَ این دالان سرپوشیده و مسقف بود. عمارت شمالی در نیمه دوم قرن یازدهم هجری از طرف حاج طالب خان پسر حاج اسحق تبریزی ساخته شده و طبق وقف نامه ای که به مهر و امضای چهارده تن از علما رسیده در تاریخ 1087 ه . ق پس از پایان یافتن عمارت طالبیه ، در آمد مستغلاتی به هزینه اداری و حفظ و حراست مدرسه مزبور اختصاص یافته است .
7- مدرسه ظهیریه:
این مدرسه یکی از بناهی میرزا محمد ابراهیم ظهیرالدین وزیر آذربایجان است که در سال 1089 ه . ق در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی در کنار ظهیریه یا قزللو مسجد ساخته شده است .
8- مدرسه کاظمیه:
کاظمیه نام مدرسه و مسجدی است که در محله چنار انتهی بازار مسجد جامع واقع شده است . بانی آن سلیمان خان بن شم خال خان افشار حاکم صائن قلعه بوده و این بنا را به نام سید کاظم رشتی شاگرد معروف شیخ احسانی ساخته و ثواب آن را به روان سید رشتی هدیه نموده و تولیت آن را به نلا علی مرندی واگذار کرده است و بنی مدرسه و مسجد کاظمیه در سال 1271 ه . ق پیان پذیرفته و بر اثر بی سرپرستی مسجد متروک گردیده و همچنین حوادث طبیعی از قبیل باد و باران و زلزله و غیره کم کم عمارت کاظمیه را به ویرانی کشانده است به طوری که اکنون جز ویرانه ای حسابی از آن مدرسه و مسجد باعظمت یکصدوبیست سال پیش چیزی بر جای نیست .
9- مدرسه نصریه:
این مدرسه یکی از تنوعات عمارت نصیریه بود که به نام وصیت ابوالنصر حسن فرمانروی آق قویونلو پس از در گذشت وی ساخته شده است . این مدرسه مانند سیر قسمت های عمارت نصریه در نتیجه زلزله و حوادث مختلف ویران شد ودر زمان نیب السلطنه عباس میرزا، مرحوم حاج میرزا مهدی قاضی از در آمد موقوفات عمارت نصریه در محل آن، مدرسه جدیدی ساخت که اکنون به حسن پادشاه معروف است.
چنانچه در ابتدا اشاره شد پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستور بوده است و بنیاد و وجه تسمیه نامش گاهی افسانه ای، گاهی مغرضانه و گاهی نشأت گرفته از ظن ها وگمان ها می گردد. این که تبریز قبل از اسلام مکانی آباد و یا غیر آباد بوده است هنوز سند محکمه پسندی در میان نیست حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان نامی از تبریز دیده نمی شود.تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در زمان خلافت متوکل عباسی، رواد ازدی از اهالی یمن در آذربایجان به حکمرانی پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند. از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرین آوازه ای جهانی یافت. اوصافی که در طول تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است:
در قرن چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند. ابوحوقل در 367 و ابن مسکویه در 421 و ناصر خسرو در 438 تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند.
در سال 618 لشکر مغول به پشت دروازه های تبریز می رسند، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها می سازند. البته این اتفاق سه بار تکرار می شود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند تا این که در سال 638هجری قمری مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ای می یابد. شنب غازان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد. خواجه رشید الدین فضل الله وزیر اندیشمند ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی – فرهنگی به شمار می رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه هایی از برج های ربع رشیدی در میان محله ا ی باقی مانده است.
این شهر در طول تاریخ دوره های طلایی متعددی را سپری ساخته است. دوران پایتختی ، دوران ولیعهد نشینی ، دوران شکوفایی تجاری، اقتصادی، هنری و .... زمانی مکتب تبریز در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروزه آثار کم نظیر آن دوره زینت بخش موزه های جهان است. مردان و زنان نامداری از این شهر برخاسته اند، کعبه ملی روم، میعادگاه عرفا، شعرا اندیشمندان و بزرگان بوده است. به همین خاطر تبریز یگانه شهری است که صاحب مقبره الشعرا است. مقبره ای که خاقانی ها، همام ها، قطران ها و ..... سرانجام واپسین مقتدر آسمان شعر و ادب شهریار شیرین سخن در آن مکان مقدس آرمیده است. اگر چه از بلایی زمینی و آسمانی در امان نمانده است، زلزله ها، سیل ها ، بیماری های واگیر ، جنگ ها و .. تبریز را آشفته ، اما باز این شهر همیشه سرفراز به قول آقا یحیی ذکاء ، هر بار از زیر ویرانه ها و خاکسترهای شهر پیشین همچون سمندری، زنده تر و سرفرازانه تر قد برافراشته ، زندگی از سر گرفته و هیچگاه زبون پیشامدها و بازی های روزگار نگردیده است. میر علی تبریزی واصع خط نستعلیق، پیر سید احمد تبریزی استاد کمال الدین بهزاد و .... از جمله هنرمندانی بودند که تحولی در عرصه دنیی هنر آن روزگاد پدید آوردند. در زمان صفویه این اقتدار هنری در تبریز به اوج خود رسید اما جنگ صفویان با دولت عثمانی آنچه را که یافته شده بود پنبه ساخت و از تبریز و از آن هم مجد و عظمتش جز کشتزارهایی سوخته و کوشک هایی ویران چیزی بر جی نماند و پایتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و اندیشمند بود به اصفهان کوچید و بناهی عظیم اصفهان که امروز مایه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبریز و هنرمندان این خطه بنیاد شد و پادشاهان صفوی که پادشاهانی فرهنگ دوست و هنر پرور بودند اصفهان را نگین ایران ساختند و همای سعادت از فراز آذربایجان بویژه ، تبریز پر کشید و بر سر اصفهان سایه افکند.
تبریز گذشته از آنچه ذکرش رفت، در امور بنیادی نیز همواره پیشگام بوده است و شاهد این مدعا قیام ها وتحول های فرهنگی ، هنری و صنعتی است که شاهد آن بوده ایم و هستیم. نقش بنیادی تبریز در نهضت تنباکو به استناد مدارک وجود حقانیت مبداء نهضت تنباکو از تبریز را به اثبات می رساند که در پی آن میرزای شیرازی فتوی معروف خود را صادر می کند وشرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقا صمد سرداری نیا تحت عنوان « تبریز در نهضت تنباکو» به انجام رسیده است. قیام عظیم مشروطیت و نقش تبریز در اعطی مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهنی است که حکایتگر دلیری مردان پولادین اراده ای چون زنده یادان ستارخان سردار ملی، باقرخان سالار ملی ثقة الاسلام،شیخ محمدخیابانی، علی مسیو، حسین خان باغبان و ... است.
بعد از قیام مشروطه و وقایع مختلف، تبریز پس از سپری ساختن سال های بحرانی 20 الی 25 سال 1332 در نهضت ملی ساختن نفت یکی از ارکان حرکت های آن زمان در سراسر کشور به شمار می رفت و گواه این ادعا، صفحه های حاکی شور و حال انقلابی مطبوعات تبریز در آن سال هاست و ملاقات های شادروان سید اسماعیل پیمان با آیت ا... کاشانی و دکتر مصدق می باشد.در نهضت خرداد سال 1342 نیز بازاریان با بستند بازار و خطبی تبریز با ایراد سخنرانی های مهم و پخش شب نامه ها و حرکت های اصیل انقلابی دین خود را ادا کردند و سرانجام در 29 بهمن سال 56 با حرکتی توفنده بنیاد شاهنشاهی 2500 ساله را به لرزه درآوردند و عظمت واقعه به قدری غیر منتظره و خارق العاده بود که رژیم شاهی را دچار سردرگمی ساخت و ساواک با تمامی ادعاهای پرطمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست.
آنچه رفت مختصری بود از تبریز و وقایع تاریخی فرهنگی آن. اینک به شرح مختصر یکایک موارد شایان توجه اکتفا می شود. با این امید که این سطور در شناساندن سیمای تبریز برای هر صاحب اشتیاقی سودمند واقع شود.
تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی است . در 46 درجه و 25 دقیقه طول شرقی و38 درجه و دو دقیقه عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است ، ارتفاع آن از سطح دریا 1340 متر می باشد . با وسعتی حدود 11800 کیلومتر در قلمرو میانی خطه آذربایجان و در قسمت شرقی شمال دریاچه ارومیه و619 کیلومتری غرب تهران قرار دارد و در 150 کیلومتری جنوب جلفا ، مرز ایران وجمهوری آذربایجان قرار گرفته است . جمعیت تبریز بیش از یک ونیم میلیون نفر می باشد.تبریز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد همیشه پر برف سهند واز شمال شرقی به کوه سرخ فام عون علی (عینالی) محدود می شود.رودخانه آجی چای (تلخه رود) از قسمت شمال وشمال غرب تبریز می گذرد وبعد از طی مسافتی قابل توجه در دشت تبریز به دریاچه ارومیه می ریزد ومهرانرود از میانه تبریز می گذرد که اکثراَ در فصول مختلف سال بی آب است.
تبریز زمانی دارای باغات ومزارع فرح انگیز وپرآوازه ای بود به همراه قنات ها وچشمه های متعدد که امروزه تمامی آن همه باغات و مزارع از میان رفته یا در حکم ازمیان رفتن است وگستره شهر پیرامون خود را به مناطق مسکونی، تجاری، اداری وصنعتی وخدماتی مبدل ساخته است .
شرح تبریزازگذشته های دورتابه امروزهرگزدرقاموس سطرهاونوشته ها نگنجیده است
پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستور بوده و امروزش نیز حکایتگر غریب است. تاریخ تبریز در پیش از ظهور اسلام اسیر ظن ها و گمان ها وگاهی اغراض هاست وبعد از ظهور اسلام سیمای پر شکوهش نظر جهانیان را معطوف می سازد و در گستره وسیع حکومت اسلامی به « قبۀ الاسلام » مشهور می شود .

سپس در شاهراه ابریشم ، شرق را با غرب پیوند می دهد ورونق اقتصادش به بنیان بازارها و کاروانسراهایی می انجامد که عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد وازاین رو ـ رشک انگیز ـ دارای شکوه مندترین ابنیه اعصار و مترقی ترین دانشگاه آنزمان ها ـ ربع رشیدی ـ می شود .بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانه ای را می ماند ، گاهی بوی اغراض می دهد وبرخی موارد نیز از ظن ها وگمان ها نشأت می گیرد .
زنده یادعبدالعلی کارنگ درآثارباستانی آذربایجان (آثاروابنیه تاریخی شهرستان تبریز ) در باب وجه تسمیه تبریز می نویسد: کلمه تبریز را جغرافی نویسان عرب چون سمعانی و یاقوت حموی به« کسر تاء » وجغرافی نویسان ایرانی و ترک چون حمد الله مستوفی و کاتب چلبی به « فتح تاء » و مورخان رومی و ارمنی و روسی چون فاوست ، آسولیک ، وارطان و خانیکف به « فتح تاء » قلب « باء »
به « واو» یعنی به صورت « تورز Tavrez » و« تورژ Tavdrz » ، «تورشavres T» دَورژDavrez » ذکر کرده اند.
درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی و یاقوت حموی می نویسند: بنای تبریز از زیبده زن هارون الرشید است. وی به بیماری تب نوبه مبتلا بوده ، روزی چند در آن حوالی اقامت کرده ، در اثر هوای لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زیبده زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را« تب ریز » بگذراند.
اولیا چلبی کلمه « تبریزرا به معنی ستمه دوکوچو » ( ریزنده تف و تاب ) و این نام را با آتشفشانی دیرین کوه سهند مربوط دانسته است.
زنده یاد کارنگ در ادامه می افزاید: مورخان ارمنی هم اسم تبریز را « تورژ یا دورژ » محرّف عبارت « دَ ، ی ، ورژ » و به معنی انتقال گاه دانسته و نوشته اند: بانی تبریز خسرو ارشاکی ( 233 – 217 م ) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به یاد گرفتن انتقام « ارتبانوس » یا « اردوان » آخرین پادشاه پارتی ارز اردشیر بابکان بنیاد نهاده و نام آن را ( Da – I – vrez ) گذاشته است.
مؤلف آثار باستانی آذربایجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده می نویسد: قدیمی ترین ذکر نام تبریز را در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهیم یافت، شرقشناس شهیر فقید ولادیمیر مینورسکی می نویسد: « سارگن دوم در سال 714 قبل از میلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفری به شمال غربی ایران کرد. از ناحیه سلیمانیه کنونی ( واقع در کردستان عراق ) داخل کردستان مکری شد. از پارسوا Parsua ( پسوه کنونی ) و ساحل جنوبی دریاچه ارومیه گذشت. از سوی شرقی دریاچه به راه خود ادامه داد و پس از پشت سر گذاشتن « اوشکایا » ( اسکوی کنونی ) قلعه « تارومی » یا « تارونی » و « ترماکیس » را گشود . بعید نیست یکی از این دو کلمه نام قدیمی تبریز کنونی باشد.
تبريز يكی از قديمی ترين مناطق ايران و مهم ترین منطقه ی استان آذربایجان شرقی است. مجموعه ی آثار تاريخی و نشانه های باستان شناختی كه از محل های مختلف این شهرستان در نتيجه ی حفاری های متعدد به دست آمده؛ دلالت بر ديرينه گی و قدمت تاريخی اين منطقه دارد. مردم تبريز به تدين، دلاوری، آزادی خواهی و بيش از همه به صراحت بيان در عين برخورداری از روحی مهربان شهره اند. تبريز؛ مامن عرفا و شعرا، خاستگاه فضل و هنر و سرزمین اولين هاست. اولين مدرسه، اولين چاپ خانه، اولين تئاتر، اولين نشريه، و… در این منطقه وجود داشته است. كشاورزی اين شهرستان به واسطه شرايط طبيعی مساعد چون: خاک خوب و حاصل خيز، رود دایمی، آب های زيرزمينی، باران مناسب و آب و هوای معتدل پيشرفت خوبی دارد و از رونق قابل توجهی برخوردار است. تبريز يكی از قطب های صنعتی كشور نیز به شمار می آید و کارخانه های مهمی را در خود جای داده است. شهرستان تبريز از جمله مناطق مهم ايران است که به لحاظ گردشگری نیز دارای جاذبه های متعددی است. ماركوپولو شهر تبريز را معتبرترين و شريف ترين شهرها می داند. کوهستان ها، دشت ها و دره ها ازجمله ارتفاعات سهند، دره ی ليقوان و دشت تبريز به همراه درياچه ها و تالاب های متعدد و آثار معماری و تاریخی کم نظیر سبب شده این منطقه از هر نظر دارای اهمیت باشد. بنای باشکوه مسجدکبود که يکی از شاهکارهای معماری مساجد است، عمارت ائل گلی، خانه مشروطيت وکاخ شهرداری، به همراه تعداد زیادی مدرسه های تاريخی، بازارهای قديمی، پل ها و آرامگاه های مشاهیر از مهم ترين جاذبه های معماری و تاریخی شهرستان تبریز به شمار آیند.